متن شعر

در صفای باده بنما ساقیا تو رنگ ما

در صفای باده بنما ساقیا تو رنگ ما
باد باده برگمار از لطف خود تا برپرد
بر کمیت می تو جان را کن سوار راه عشق
وارهان این جان ما را تو به رطلی می از آنک
ساقیا تو تیزتر رو این نمی​بینی که بس
در طرب اندیشه​ها خرسنگ باشد جان گداز
در نوای عشق شمس الدین تبریزی بزن
 
محومان کن تا رهد هر دو جهان از ننگ ما
در هوا ما را که تا خفت پذیرد سنگ ما
تا چو یک گامی بود بر ما دو صد فرسنگ ما
خون چکید از بینی و چشم دل آونگ ما
می​دود اندر عقب اندیشه​های لنگ ما
از میان راه برگیرید این خرسنگ ما
مطرب تبریز در پرده عشاقی چنگ ما
تعداد دفعات مشاهده: 71