متن شعر

کودکی داشتم خراباتی

کودکی داشتم خراباتی
می کش و کمزن و خرافاتی

پارسا شد ز بخت و دولت من
پارسایی شگرف و طاماتی

شیوهٔ خمر و قمر و رمز مدام
صفتی بود مرورا ذاتی

آنکه والتین ز بر ندانستی
همچو بلخیر گشت هیهاتی

خوانده از بر همیشه چو الحمد
عدد سورهٔ لباساتی

گوید امروز بر من از سر زهد
مثل و نکتهٔ اشاراتی

دوش گفتم ورا که ای دل و جان
مر مرا مایهٔ مباهاتی

گر چه مستور و پارسا شده‌ای
واصل هر گونهٔ کراماتی

گر یکی بوسه خواهم از تو دهی؟
گفت: لا والله ای خراباتی

ای سنایی کما ترید خوشست
دل به قسمت بنه کمایاتی

تعداد دفعات مشاهده: 110