متن شعر

از دلبر نهانی گر بوی جان بیابی

از دلبر نهانی گر بوی جان بیابی
چون مهر جان پذیری بی​لشکری امیری
گنجی که تو شنیدی سودای آن گزیدی
در عشق اگر امینی ای بس بتان چینی
در آینه مبارک آن صاف صاف بی​شک
چون تیر عشق خستت معشوق کرد مستت
قفل طلسم مشکل سهلت شود به حاصل
درهم شکن بتان را از بهر شاه جان را
تبریز در محقق از شمس ملت و حق
 
در صد جهان نگنجی گر یک نشان بیابی
هم ملک غیب گیری هم غیب دان بیابی
گر در زمین ندیدی در آسمان بیابی
هم رایگان ببینی هم رایگان بیابی
نقش بهشت یک یک هم در جهان بیابی
گر جان بشد ز دستت صد همچنان بیابی
گر از وساوس دل یک دم امان بیابی
تا نقش بند آن را اندر عیان بیابی
در رمزهای مطلق صد ترجمان بیابی
تعداد دفعات مشاهده: 173