متن شعر

چند از این قیل و قال عشق پرست و ببال

چند از این قیل و قال عشق پرست و ببال
چند کشی بار هجر غصه و تیمار هجر
آه ز نفس فضول آه ز ضعف عقول
آن که همی​خوانمش عجز نمی​دانمش
جمله سوال و جواب زوست منم چون رباب
یک دم بانگ نجات یک دم آواز مات
تصلح میزاننا تحسن الحاننا
 
تا تو بمانی چو عشق در دو جهان بی​زوال
خاصه که منقار هجر کند تو را پر و بال
آه ز یار ملول چند نماید ملال
تا که بترسانمش از ستم و از وبال
می​زندم او شتاب زخمه که یعنی بنال
می​زند آن خوش صفات بر من و بر وصف حال
تذهب احزاننا انت شدید المحال
تعداد دفعات مشاهده: 117