متن شعر

ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجا

ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجا
جمله به ماه عاشق و ماه اسیر عشق تو
سجده کنند مهر و مه پیش رخ چو آتشت
آمد دوش مه که تا سجده برد به پیش تو
خوش بخرام بر زمین تا شکفند جان​ها
چونک شوی ز روی تو برق جهنده هر دلی
هر چه بیافت باغ دل از طرب و شکفتگی
زرد شدست باغ جان از غم هجر چون خزان
بر سر کوی تو دلم زار نزار خفت دی
گفت چگونه​ای از این عارضه گران بگو
گفت و گذشت او ز من لیک ز ذوق آن سخن
 
در رخ مه کجا بود این کر و فر و کبریا
ناله کنان ز درد تو لابه کنان که ای خدا
چونک کند جمال تو با مه و مهر ماجرا
غیرت عاشقان تو نعره زنان که رو میا
تا که ملک فروکند سر ز دریچه سما
دست به چشم برنهد از پی حفظ دیده​ها
از دی این فراق شد حاصل او همه هبا
کی برسد بهار تو تا بنماییش نما
کرد خیال تو گذر دید بدان صفت ورا
کز تنکی ز دیده​ها رفت تن تو در خفا
صحت یافت این دلم یا رب تش دهی جزا
تعداد دفعات مشاهده: 61