متن شعر

همیشه من چنین مجنون نبودم

همیشه من چنین مجنون نبودم
چو تو عاقل بدم من نیز روزی
مثال دلبران صیاد بودم
در این بودم که این چون است و آن چون
تو باری عاقلی بنشین بیندیش
همی​جستم فزونی بر همه کس
چو دود از حرص بالا می دویدم
چو گنج از خاک بیرون اوفتادم
 
ز عقل و عافیت بیرون نبودم
چنین دیوانه و مفتون نبودم
مثال دل میان خون نبودم
چنین حیران آن بی​چون نبودم
کز اول بوده​ام اکنون نبودم
چو صید عشق روزافزون نبودم
به معنی جز سوی هامون نبودم
که گنجی بودم و قارون نبودم
تعداد دفعات مشاهده: 55