متن شعر

آن شکرپاسخ نباتم می​دهد

آن شکرپاسخ نباتم می​دهد
آن که در دریای خونم غرقه کرد
در صفات او صفاتم نیست شد
رخت را برد و مرا درویش کرد
اسب من بستد پیاده مانده​ام
کوه طور از شاهماتش پاره شد
ماه عید روز وصلش خواستم
چون برون از شش جهت بد گنج عشق
 
و آنک کشتستم حیاتم می​دهد
یونس وقتم نجاتم می​دهد
هم صفا و هم صفاتم می​دهد
نک ز یاقوتش زکاتم می​دهد
وز دو رخ آن شاه ماتم می​دهد
من کم از کاهم ثباتم می​دهد
از شب هجران براتم می​دهد
زان جهت بی این جهاتم می​دهد
تعداد دفعات مشاهده: 155