متن شعر

روزاز دورخت بروشنی ماند عجب

روزاز دورخت بروشنی ماند عجب
آن مقنعهٔ چو شب نگویی چه سبب


گویی که به ما همی نمایی ز طرب
کاینک سر روز ما همی گردد شب

تعداد دفعات مشاهده: 362