متن شعر

گر چه تو نیم شب رسیدستی

گر چه تو نیم شب رسیدستی
ناپدیدی چو جان در این عالم
همه شب جان تو را شود قربان
ز آدمی چون پری رمیدم من
در مزیدم چو دولت منصور
ای بسا نازکان و خامان را
شمس تبریز سرمه دیگر
 
صبح عشاق را کلیدستی
در جهان دلم پدیدستی
ز آن که تو بامداد عیدستی
تا ز من ای پری رمیدستی
چون مرا تو ابایزیدستی
چون من سوخته پزیدستی
در دو دیده خرد کشیدستی
تعداد دفعات مشاهده: 77