متن شعر

صنما از آنچ خوردی بهل اندکی به ما ده

صنما از آنچ خوردی بهل اندکی به ما ده
که غم تو خورد ما را چه خراب کرد ما را
ز شراب آسمانی که خدا دهد نهانی
بنشان تو جنگ​ها را بنواز چنگ​ها را
سر خم چو برگشایی دو هزار مست تشنه
صنما ببین خزان را بنگر برهنگان را
به نظاره جوانان بنشسته​اند پیران
به صلاح دین به زاری برسی که شهریاری
 
غم تو به توی ما را تو به جرعه​ای صفا ده
به شراب شادی افزا غم و غصه را سزا ده
بنهان ز دست خصمان تو به دست آشنا ده
ز عراق و از سپاهان تو به چنگ ما نوا ده
قدح و کدو بیارند که مرا ده و مرا ده
ز شراب همچو اطلس به برهنگان قبا ده
به می جوان تازه دو سه پیر را عصا ده
ملک و شراب داری ز شراب جان عطا ده
تعداد دفعات مشاهده: 76