متن شعر

مقام خلوت و یار و سماع و تو خفته

مقام خلوت و یار و سماع و تو خفته
از این سپس منم و شب روی و حلقه یار
برون پرده درند آن بتان و سوزانند
به خواب کن همه را طاق شو از این جفتان
بدانک خلوت شب بر مثال دریایی است
رخ چو کعبه نما شاه شمس تبریزی
 
که شرم بادت از آن زلف​های آشفته
شب دراز و تب و رازهای ناگفته
که لطف​های بتان در شب است بنهفته
به سوی طاق و رواقش مرو به شب جفته
به قعر بحر بود درهای ناسفته
که باشدت عوض حج​های پذرفته
تعداد دفعات مشاهده: 54