متن شعر

بشنو خبر صادق از گفته پیغامبر

بشنو خبر صادق از گفته پیغامبر
جاء الملک الاکبر ما احسن ذا المنظر
چون بربط شد مومن در ناله و در زاری
جاء الفرج الاعظم جاء الفرج الاکبر
خو کرد دل بربط نشکیبد از آن زخمه
الدوله عیشیه و القهوه عرشیه
اینک غزلی دیگر الخمس مع الخمسین
الرب هو الساقی و العیش به باقی
الروح غد اسکری من قهوتنا الکبری
خاموش شو و محرم می​خور می جان هر دم
 
اندر صفت مومن المومن کالمزهر
حتی ملاء الدنیا بالعبهر و العنبر
بربط ز کجا نالد بی​زخمه زخم آور
جاء الکرم الادوم جاء القمر الاقمر
اندر قدم مطرب می​مالد رو و سر
و المجلس منثور باللوز مع السکر
زان پیش که برخوانم که شانیک الابتر
و السعد هو الراقی یا خایف لا تحذر
و ازینت الدنیا بالاخضر و الاحمر
در مجلس ربانی بی​حلق و لب و ساغر
تعداد دفعات مشاهده: 293