متن شعر

دلا تا نازکی و نازنینی

دلا تا نازکی و نازنینی
در این رنگی دلا تا تو بلنگی
در آیینه نبینی روی خوبان
تو زیبا شو که این آیینه زیباست
مشو پنهان که غیرت در کمین است
ز خود پنهان شدی سر درکشیدی
به لب یاسین همی​خوانی ولیکن
 
برو که نازنینان را نبینی
نیابی در چنان تا تو چنینی
که تا با خوی زشتت همنشینی
تو بی​چین شو که آیینه است چینی
همی​بیند تو را کاندر کمینی
ببستی چشم تا خود را نبینی
ز کینه جمله تن دندان چو سینی
تعداد دفعات مشاهده: 78