متن شعر

الحذر از عشق حذر هر کی نشانی بودش

الحذر از عشق حذر هر کی نشانی بودش
از دل و جان برکندش لولی و منبل کندش
اوست یقین رهزن تو خون تو در گردن تو
باده خوری مست شوی بی​دل و بی​دست شوی
پای در این جوی نهی تا به قیامت نرهی
گول شود هول شود وز همه معزول شود
ای دم تو دام خمش بی​گنهان را بمکش
 
گر بستیزد برود عشق تو برهم زندش
سیل درآید چو گیا هر طرفی می​بردش
دور شو از خیر و شرش دور شو از نیک و بدش
بیست سلامت بودش درکشدش خوش خوردش
هر که در این موج فتد تا لب دریا کشدش
دست نگیرد هنرش سود ندارد خردش
ای رخ تو باده هش مست کند تا ابدش
تعداد دفعات مشاهده: 121