متن شعر

ای سخت گرفته جادوی را

ای سخت گرفته جادوی را
از سحر تو احولست دیده
بنموده​ای از ترنج آلو
سحر تو نمود بره را گرگ
منشور بقا نموده سحرت
پر باد هدایتست ریشش
سوفسطاییم کرد سحرت
چون پشه نموده وقت پیکار
تا جنگ کنند و راست آرند
سوفسطایی مشو خمش کن
 
شیری بنموده آهوی را
در دیده نهاده​ای دوی را
کی یافت ترنج آلوی را
بنموده ز گندمی جوی را
طومار خیال منطوی را
از سحر تو جاهل غوی را
ای ترک نموده هندوی را
پیلان تهمتن قوی را
تقدیر و قضای مستوی را
بگشای زبان معنوی را
تعداد دفعات مشاهده: 70