متن شعر

صوفیان در دمی دو عید کنند

صوفیان در دمی دو عید کنند
شمع​ها می​زنند خورشیدند
باز هر ذره شد چو نفخه صور
چرخ کهنه به گردشان گردد
رغم آن حاسدان که می​خواهند
حاسدان را هم از حسد بخرند
کیمیای سعادت همه​اند
کیمیایی کنند همه افلاک
وان هم از ماه غیب دزدیدند
خنک آن دم که جمله اجزا را
بس کن این و سر تنور ببند
 
عنکبوتان مگس قدید کنند
تا که ظلمات را شهید کنند
تا شهید تو را سعید کنند
تا کهنه​هاش را جدید کنند
تا قریب تو را بعید کنند
همه را طالب و مرید کنند
در همه فعل خود بدید کنند
لیک در مدتی مدید کنند
که گهی پاک و گه پلید کنند
بی ز ترکیب​ها وحید کنند
تا که نان​هات را ثرید کنند
تعداد دفعات مشاهده: 111