متن شعر

گر زان که نه​ای طالب جوینده شوی با ما

گر زان که نه​ای طالب جوینده شوی با ما
گر زان که تو قارونی در عشق شوی مفلس
یک شمع از این مجلس صد شمع بگیراند
پاهای تو بگشاید روشن به تو بنماید
در ژنده درآ یک دم تا زنده دلان بینی
چون دانه شد افکنده بررست و درختی شد
شمس الحق تبریزی با غنچه دل گوید
 
ور زان که نه​ای مطرب گوینده شوی با ما
ور زان که خداوندی هم بنده شوی با ما
گر مرده​ای ور زنده هم زنده شوی با ما
تا تو همه تن چون گل در خنده شوی با ما
اطلس به دراندازی در ژنده شوی با ما
این رمز چو دریابی افکنده شوی با ما
چون باز شود چشمت بیننده شوی با ما
تعداد دفعات مشاهده: 51