متن شعر

مرا تو گوش گرفتی همی​کشی به کجا

مرا تو گوش گرفتی همی​کشی به کجا
چه دیگ پخته​ای از بهر من عزیزا دوش
چو گوش چرخ و زمین و ستاره در کف توست
مرا دو گوش گرفتی و جمله را یک گوش
غلام پیر شود خواجه​اش کند آزاد
نه کودکان به قیامت سپیدمو خیزند
چو مرده زنده کنی پیر را جوان سازی
 
بگو که در دل تو چیست چیست عزم تو را
خدای داند تا چیست عشق را سودا
کجا روند همان جا که گفته​ای که بیا
که می​زنم ز بن هر دو گوش طال بقا
چو پیر گشتم از آغاز بنده کرد مرا
قیامت تو سیه موی کرد پیران را
خموش کردم و مشغول می​شوم به دعا
تعداد دفعات مشاهده: 49