متن شعر

شب شد و هنگام خلوتگاه شد

شب شد و هنگام خلوتگاه شد
مه پرستان ماه خندیدن گرفت
خواب آمد ما و من​ها لا شدند
مغزها آمیخته با کاه تن
هندوان خرگاه تن را روفتند
گفت و گوهای جهان را آب برد
شمس تبریزی چو آمد در میان
 
قبله عشاق روی ماه شد
شب روان خیزید وقت راه شد
وقت آن بی​خواب الاالله شد
تن بخفت و دانه​ها بی​کاه شد
ترک خلوت دید و در خرگاه شد
وقت گفتن های شاهنشاه شد
اهل معنی را سخن کوتاه شد
تعداد دفعات مشاهده: 68