متن شعر

رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب

رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب
چنانک ابر سقای گل و گلستانست
در آتشی بدمی شعله​ها برافزود
رباب دعوت بازست سوی شه بازآ
گشایش گره مشکلات عشاقست
جواب مشکل حیوان گیاه آمد و کاه
خر از کجا و دم عشق عیسوی ز کجا
که عشق خلعت جانست و طوق کرمنا
به بانگ او همه دل​ها به یک مهم آیند
ز عشق کم گو با جسمیان که ایشان را
 
که ابر را عربان نام کرده​اند رباب
رباب قوت ضمیرست و ساقی الباب
بجز غبار نخیزد چو دردمی به تراب
به طبل باز نیاید به سوی شاه غراب
چو مشکلیش نباشد چه درخورست جواب
که تخم شهوت او شد خمیرمایه خواب
که این گشاد ندادش مفتح الابواب
برای ملک وصال و برای رفع حجاب
ندای رب برهاند ز تفرقه ارباب
وظیفه خوف و رجا آمد و ثواب و عقاب
تعداد دفعات مشاهده: 63