متن شعر

مرا یارا چنین بی​یار مگذار

مرا یارا چنین بی​یار مگذار
به زنهارت درآمد جان چاکر
طبیبی بلک تو عیسی وقتی
مرا گفتی که ما را یار غاری
تو را اندک نماید هجر یک شب
مینداز آتش اندک به سینه
دمم بگسست لیکن بار دیگر
 
ز من مگذر مرا مگذار مگذار
مرا در هجر بی​زنهار مگذار
مرو ما را چنین بیمار مگذار
چنین تنها مرا در غار مگذار
ز من پرس اندک و بسیار مگذار
که نبود آتش اندک خوار مگذار
ز من بشنو مرا این بار مگذار
تعداد دفعات مشاهده: 76