متن شعر

ای گشته ز شاه عشق شهمات

ای گشته ز شاه عشق شهمات
در باغ فنا درآ و بنگر
چون پیشترک روی تو از خود
سلطان حقایق و معانی
چون گشت عیان مجو کرامت
تا ساحل بحر سیل پیداست
ما مات تویم شمس تبریز
 
در خشم مباش و در مکافات
در جان بقای خویش جنات
بینی ز ورای این سماوات
وز نور قدیم چتر و رایات
کز بهر نشان بود کرامات
چون غرقه شود کجاست هیهات
صد خدمت و صد سلام از مات
تعداد دفعات مشاهده: 58