متن شعر

پرده دیگر مزن جز پرده دلدار ما

پرده دیگر مزن جز پرده دلدار ما
یوسفان را مست کرد و پرده​هاشان بردرید
جان ما همچون سگان کوی او خون خوار شد
در نوای عشق آن صد نوبهار سرمدی
دل چو زناری ز عشق آن مسیح عهد بست
آفتابی نی ز شرق و نی ز غرب از جان بتافت
چون مثال ذره​ایم اندر پی آن آفتاب
عاشقان عشق را بسیار یاری​ها دهیم
 
آن هزاران یوسف شیرین شیرین کار ما
غمزه خونی مست آن شه خمار ما
آفرین​ها صد هزاران بر سگ خون خوار ما
صد هزاران بلبلان اندر گل و گلزار ما
لاجرم غیرت برد ایمان بر این زنار ما
ذره وار آمد به رقص از وی در و دیوار ما
رقص باشد همچو ذره روز و شب کردار ما
چونک شمس الدین تبریزی کنون شد یار ما
تعداد دفعات مشاهده: 116