متن شعر

گدایی گشت با شهزاده‌ای جفت

گدایی گشت با شهزاده‌ای جفت
بدان جرمش چو میکشتند، میگفت

به دست خود سزای خویش دیدم
که: پا پیش از گلیم خود کشیدم

هر آن مفلس که باشد طالب گنج
تحمل بایدش کردن بسی رنج

سزای خویش باید یار جستن
به قدر قوت خود بار جستن

چوحسن و پادشاهی یار باشند
طلب‌گاران مفلس خوار باشند

گدا، آن به، که سلطان را نداند
ولیکن عاشق این معنی چه داند؟

بر عاشق چه سلطان و چه درویش؟
تو عاشق باش و از سلطان میندیش

تعداد دفعات مشاهده: 356