متن شعر

به سوی ما نگر چشمی برانداز

به سوی ما نگر چشمی برانداز
چو کردی نیت نیکو مگردان
اگر خواهی که روزافزون بود کار
وگر تو فتنه انگیزی و خودکام
نگون کن سرو را همچون بنفشه
ز باد و بوی توست امروز در باغ
چو شاخ لاغری افزون کند رقص
چو آمد خار گل را اسپری بخش
بر عاشق بری چون سیم بگشا
برآ ای شاه شمس الدین تبریز
 
وگر فرصت بود بوسی درانداز
از آن گلشن گلی بر چاکر انداز
نظر بر کار ما افزونتر انداز
رها کن داد و رسمی دیگر انداز
گناه غنچه بر نیلوفر انداز
درختان جمله رقاص و سرانداز
تو میوه سوی شاخ لاغر انداز
چو خصم آمد به سوسن خنجر انداز
سوی مفلس یکی مشتی زر انداز
یکی نوری عجب بر اختر انداز
تعداد دفعات مشاهده: 145