متن شعر

در شرابم چیز دیگر ریختی درریختی

در شرابم چیز دیگر ریختی درریختی
بار دیگر توبه​ها را سوختی درسوختی
چون بدیدم در سرم سودای تو سودای تو
طره​های مشک را دربافتی دربافتی
تو اگر منکر شدی گویم نشان گویم نشان
ای قدح رخسار من افروختی افروختی
 
باده تنها نیست این آمیختی آمیختی
بار دیگر فتنه را انگیختی انگیختی
آمدی در گردنم آویختی آویختی
تارهای صبر را بگسیختی بگسیختی
مشک بر شعر سیه می​بیختی می​بیختی
وی غم آخر از دلم بگریختی بگریختی
تعداد دفعات مشاهده: 138