متن شعر

مرا اقبال خندانید آخر

مرا اقبال خندانید آخر
زمانی مرغ دل بربسته پر بود
زهی باغی که خندانید از فضل
زهی نصرت که مر اسلام را داد
به چوگان وفا یک گوی زرین
کمر بگشاد مریخ و بینداخت
بخندد آسمان زیرا زمین را
 
عنان این سو بگردانید آخر
بدادش پر و پرانید آخر
بدان ابری که گریانید آخر
زهی ملکی که استانید آخر
در این میدان بغلطانید آخر
سلح​ها را بدرانید آخر
خدا از خوف برهانید آخر
تعداد دفعات مشاهده: 49