متن شعر

امروز بت خندان می​بخش کند خنده

امروز بت خندان می​بخش کند خنده
پیوسته حسد بودی پرغصه ولیک این دم
در من بنگر ای جان تا هر دو سلف خندیم
بربسته و بررسته غرقند در این رسته
تا چند نهان خندم پنهان نکنم زین پس
ور تو پنهان داری ناموس تو من دانم
هر ذره که می​پوید بی​خنده نمی​روید
خنده پدر و مادر در چرخ درآوردت
آن دم که دهان خندد در خنده جان بنگر
 
عالم همه خندان شد بگذشت ز حد خنده
می​جوشد و می​روید از عین حسد خنده
کان خنده بی​پایان آورد مدد خنده
تا با همگان باشد از عین ابد خنده
هر چند نهان دارم از من بجهد خنده
کاندر سر هر مویت درجست دو صد خنده
از نیست سوی هستی ما را کی کشد خنده
بنمود به هر طورت الطاف احد خنده
کان خنده بی​دندان در لب بنهد خنده
تعداد دفعات مشاهده: 101