متن شعر

یک پند ز من بشنو خواهی نشوی رسوا

یک پند ز من بشنو خواهی نشوی رسوا
آتش به من اندرزن آتش چه زند با من
گر چرخ همه سر شد ور خاک همه پا شد
یا صافیه الخمر فی آنیه المولی
 
من خمره افیونم زنهار سرم مگشا
کاندر فلک افکندم صد آتش و صد غوغا
نی سر بهلم آن را نی پا بهلم این را
اسکر نفرا لدا و السکر بنا اولی
تعداد دفعات مشاهده: 92