متن شعر

آن مرغ فریاد و آتش

آن مرغ فریاد و آتش

يک بال فرياد و يک
بال آتش
مرغي از اين گونه
سر تا سر شب
بر گرد آن شهر پرواز مي کرد
گفتند
اين مرغ
جادوست
ابليس مرغ را بال و پرواز داده ست
گفتند و آنگاه خفتند
وان مرغ سرتاسر شب
يک بال فرياد و يک بال آتش
از غارت خيل تاتارشان برحذر داشت
فردا که آن شهر خاموش
در حلقه ي شهر بندان دشمن
از خواب دوشنبه برخاست
ديدند
زان مرغ فرياد و آتش
خاکستري سرد برجاست


تعداد دفعات مشاهده: 336