متن شعر

بازشکستند خلق سلسله یا مسلمین

بازشکستند خلق سلسله یا مسلمین
دشمن جان​های ماست دوستی دوستان
آفت عالم شده​ست ماه رخی زهره سوز
لاف ز شه می​زند سکه ز مه می​زند
ای شده شب روز ما ز آنک دل افروز ما
چون خرد نیک پی در چله شد پیش وی
عشق چو آمد پدید عقل گریبان درید
بدگهری کو ز جهل تاج شهان را بماند
ناله ز هجر و زوال خاست ز ذوق وصال
 
باز درافکند عشق غلغله یا مسلمین
مادر فتنه شده​ست حامله یا مسلمین
فتنه آدم شده​ست سنبله یا مسلمین
بر سر ره می​زند قافله یا مسلمین
از رخ ما برفروخت مشعله یا مسلمین
جوش برآرد چو می در چله یا مسلمین
از پی بی​دل رسید مشغله یا مسلمین
بر دم گاوان شود زنگله یا مسلمین
دانک بسی شکرهاست در گله یا مسلمین
تعداد دفعات مشاهده: 137