متن شعر

آتشی نو در وجود اندرزدیم

آتشی نو در وجود اندرزدیم
نیک و بد اندر جهان هستی است
هر چه چرخ دزد از ما برده بود
ما یکی بودیم با صد ما و من
از خودی نارفته نتوان آمدن
قد ما شد پست اندر قد عشق
پیشه مردی ز حق آموختیم
بیست و نه حرف است بر لوح وجود
سعد شمس الدین تبریزی بتافت
 
در میان محو نو اندرشدیم
ما نه نیکیم ای برادر نی بدیم
شب عسس رفتیم و از وی بستدیم
یک جوی زان یک نماند و ما صدیم
از خودی رفتیم وانگه آمدیم
قد ما چون پست شد عالی قدیم
پهلوان عشق و یار احمدیم
حرف​ها شستیم و اندر ابجدیم
وز قران سعد او ما اسعدیم
تعداد دفعات مشاهده: 149