متن شعر

ناآمده سیل تر شدستیم

ناآمده سیل تر شدستیم
شطرنج ندیده​ایم و ماتیم
همچون شکن دو زلف خوبان
ما سایه آن بتیم گویی
سایه بنماید و نباشد
 
نارفته به دام پای بستیم
یک جرعه نخورده​ایم و مستیم
نادیده مصاف ما شکستیم
کز اصل وجود بت پرستیم
ما نیز چو سایه نیست هستیم
تعداد دفعات مشاهده: 61