متن شعر

عالم ز لباس شادیم عریان یافت

عالم ز لباس شادیم عریان یافت
با دیدهٔ پر خون و دل بریان یافت

هر شام که بگذشت مرا غمگین دید
هر صبح که خندید مرا گریان یافت

تعداد دفعات مشاهده: 129