متن شعر

ای دیده راست راست دیده

ای دیده راست راست دیده
آن قطره بی​وفا چه دیده​ست
اجری خور توتیا چه بیند
ای آنک ز روز و شب برونی
در پرتو آفتاب رویت
بد بی​تو دو دیده دشمن جان
ای دیده تان چو دل پریشان
هر دیده جدا جدا از آن است
چون دیده خدای را ببیند
چون دیده کوه بر حق افتاد
زر شد همه کوه از تجلی
 
چون دیده تو کجاست دیده
بحر گهر وفاست دیده
اجری ده توتیاست دیده
روز و شب مر تو راست دیده
در رقص چو ذره​هاست دیده
اکنون ز تو جان ماست دیده
در عین دل شماست دیده
کز دیده ما جداست دیده
گویی که مگر خداست دیده
از هر سنگیش خاست دیده
یعنی همه کیمیاست دیده
تعداد دفعات مشاهده: 57