متن شعر

من و تو دوش شب بیدار بودیم

من و تو دوش شب بیدار بودیم
حریف غمزه غماز گشتیم
بیا تا ظاهر و پیدا بگوییم
اگر چه پیش و پس آن جا نگنجد
عجب نبود اگر ما را ندیدند
بیاوردیم درها ارمغانی
 
همه خفتند و ما بر کار بودیم
به پیش طره طرار بودیم
که با عشق نهانی یار بودیم
به پیش صانع جبار بودیم
که ما در مخزن اسرار بودیم
که یعنی ما به دریابار بودیم
تعداد دفعات مشاهده: 64