متن شعر

چمنی که جمله گل​ها به پناه او گریزد

چمنی که جمله گل​ها به پناه او گریزد
شجری خوش و خرامان به میانه بیابان
فلکی چو آسمان​ها که بدوست قصد جان​ها
گهری لطیف کانی به مکان لامکانی
 
که در او خزان نباشد که در او گلی نریزد
که کسی به سایه او چو بخفت مست خیزد
که زحل نیارد آن جا که به زهره برستیزد
بویست اشارت دل چو دو دیده اشک بیزد
تعداد دفعات مشاهده: 139