متن شعر

دلم چو دیده و تو چون خیال در دیده

دلم چو دیده و تو چون خیال در دیده
به بوی وصل دو دیده خراب و مست شده​ست
چو دیده بیشه آن شیرمست من باشد
دو دیده را بگشا نور ذوالجلال ببین
چو چتر و سنجق آن رشک صد سلیمان دید
چو آفتاب جمالش بدیده​ها درتافت
چو عقل عقل قنق شد درون خرگه جسم
دو دیده مست شد از جان صدر شمس الدین
 
زهی مبارک و زیبا به فال در دیده
چگونه باشد یا رب وصال در دیده
چه زهره دارد گرگ و شکال در دیده
ز فر دولت آن خوش خصال در دیده
گشاد هدهد جان پر و بال در دیده
چه شعله​هاست ز نور جلال در دیده
عقول هیچ ندارد مجال در دیده
چه باده​هاست از او مال مال در دیده
تعداد دفعات مشاهده: 75