متن شعر

هست امروز آنچ می​باید بلی

هست امروز آنچ می​باید بلی
هست ای ساقی خوب از بامداد
آفتاب امروز گشته​ست از پگاه
شد عطارد مست و اشکسته قلم
مطرب ناهید بربط می​نواخت
دفتر عشقش چو برخواند خرد
گشت حاصل آرزوی دل نعم
چونک سلطان ملاحت داد داد
بس کنم کاین قصه​ای بی​منتهاست
 
هست نقل و باده بی​حد بلی
کان شیرینی بنامیزد بلی
ساقی صد زهره و فرقد بلی
لوح شست از هوز و ابجد بلی
هر چه می​گفت آن چنان آمد بلی
پرشکر گردد دل کاغذ بلی
گشت هر سعدی کنون اسعد بلی
داد بستانیم از هر دد بلی
کز سخن دیگر سخن زاید بلی
تعداد دفعات مشاهده: 62