متن شعر

باد بین اندر سرم از باده​ای

باد بین اندر سرم از باده​ای
جان چو اندر باده او غوطه خورد
چشم جان می​دید نقشی بوالعجب
هر دو گامی مست عشقی خفته​ای
زان هوس شد پای دل​ها بسته​ای
نوش نوش مستیان بر عرش رفت
شمس تبریزی سر این دولت است
 
نوش کردم از کف شه زاده​ای
بر سر آمد تابناکی ساده​ای
هر طرف زیبا نگاری شاده​ای
بر سر او ساقی استاده​ای
زان طرب شد پر جان بگشاده​ای
تا گرو شد زهد را سجاده​ای
در نهان او دولتی آماده​ای
تعداد دفعات مشاهده: 166