متن شعر

107 - گفت موسی لطف بنمودیم وجود

گفت موسی لطف بنمودیم وجود
خود خداوندیت را روزی نبود

آن خداوندی که نبود راستین
مر ورا نه دست دان نه آستین

آن خداوندی که دزدیده بود
بی دل و بی جان و بی دیده بود

آن خداوندی که دادندت عوام
باز بستانند از تو هم‌چو وام

ده خداوندی عاریت به حق
تا خداوندیت بخشد متفق

تعداد دفعات مشاهده: 53