مفرد ها


لیست اشعار
ابداً مرغ عقل اگر پرد
از ازل تا ابد دمی باشد
از بعد علی است یازده فرزندش
از تو فربهی طلب نکنیم
از حقیت سؤال نتوان کرد
از خیالات این و آن بگذر
از غیر به بر به حضرت او پیوند
از من و ما نماند یک سر مو
اسب من چون همی خورد گه کاه
اسم و ذات و صفت اگر دانی
اگر داری هوای شرب شربت
اگر در خلق حق را در نیابی
الحق مندرج فی طی محضره
الف و لام و لام و ها هر چار
اللّه‌اکبر تو خوش نیست با سر تو
او در دل و دل به هر طرف گرداند
این حقیقت در همه ساری بود
این خرقهٔ چار وصله بگذار
این ریاضت چو بوتهٔ عشق گداز
این ساغر ما که عین آب است
این صورت خوب و معنی روحانی
این همه رنگهای پر نیرنگ
اینجا به صفت صفت به ما بنمودند
ای دل گرت آئینهٔ اخلاص جلی است
این خرقهٔ چار وصله بگذار
آفتاب آن و ماهتاب این است
آفتاب خوشی است تابنده
آفتابی ز غیب پیدا شد
آمده بود یار بازاری
آن کسانی که اهل عرفانند
آن نور که بر هر دو جهان تابان است
آنها که نام خویش کریمی نهاده‌اند
آینه روشن است این تمثال
آینه روشن است در همه حال
باز گردد به برزخ جامع
باش همچون صاحب قلب سلیم
به جان تو که جانانی ز جان محبوبتر آنی
بر سر کوی عاشقان بگذر
بر یمین و یسار و ارض و سما
بردیم ما نیاز به درگاه بی ‌نیاز

TotalRecords:283
rPP:40
TotalPageCount:8
CurrentPage:1
PageNumberLength:15