رباعی ها


لیست اشعار
برخیز و بیا بتا برای دل ما
چون عهده نمی‌شود کسی فردا را
قرآن که مهین کلام خوانند آن را
گر می نخوری طعنه مزن مستانرا
هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا
ماییم و می و مطرب و این کنج خراب
آن قصر که جمشید در او جام گرفت
ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
اکنون که گل سعادتت پربار است
امروز ترا دسترس فردا نیست
ای آمده از عالم روحانی تفت
ای چرخ فلک خرابی از کینه تست
ایدل چو زمانه می‌کند غمناکت
این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت
این کوزه چو من عاشق زاری بوده است
این کوزه که آبخوارهٔ مزدوریست
این کهنه رباط را که عالم نام است
این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت
بر چهره گل نسیم نوروز خوش است
پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است
تا چند زنم بروی دریاها خشت
ترکیب پیاله‌ای که درهم پیوست
ترکیب طبایع چو به کام تو دمی است
چون ابر به نوروز رخ لاله بشست
چون بلبل مست راه در بستان یافت
چون چرخ بکام یک خردمند نگشت
چون لاله به نوروز قدح گیر بدست
چون نیست حقیقت و یقین اندر دست
چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
خاکی که به زیر پای هر نادانی است
دارنده چو ترکیب طبایع آراست
در پرده اسرار کسی را ره نیست
در خواب بدم مرا خردمندی گفت
در دایره‌ای که آمد و رفتن ماست
در فصل بهار اگر بتی حور سرشت
دریاب که از روح جدا خواهی رفت
ساقی گل و سبزه بس طربناک شده‌ست
عمریست مرا تیره و کاریست نه راست
فصل گل و طرف جویبار و لب کشت
گر شاخ بقا ز بیخ بختت رست است

TotalRecords:178
rPP:40
TotalPageCount:5
CurrentPage:1
PageNumberLength:15