متفرقه


لیست اشعار
کلام تلخ جبینان حلاوت آمیزست
تبسمی که دهد یار ازان دهن جان است
سخن بلند چو گردد به وحی مقرون است
ز ناله ام در و بام قفس نگارین است
هزار گرگ هوس در کمین عصمت توست
حیرتکده چشم مرا خواب ندیده است
بر سبزه خط تکیه مکن موج سرابی است
اندیشه ز مستی نکند هر که شرابی است
ارباب همم را چه غم از بی پر و بالی است؟
جز گوشه میخانه مرا جای دگر نیست
جز نام تو بر لوح دلم هیچ رقم نیست
ارباب حیا را لب نانی ز جهان نیست
در چشم و دل پاک ز دنیا خبری نیست
هر کس طمع روی دل از مردم خس داشت
زاهدان را گوشه خلوت بس است
ای دل بی درد، آزادی بس است
در چشم پاکبازان آن دلنواز پیداست
سرکشم ز ابر بهاری گذشته است
غم پوشش برونم را گرفته است
ای که گفتی نگاه خیره تو
زهرست بی تبسم شیرین شراب تلخ
شنیدم آنقدر از دوستان تلخ
زلف مشکین تو سر در دامن محشر نهاد
سرو را از جلوه مستانه از جا می برد
عقل را از مغز بیرون داغ سودا می برد
قسم به شمع تجلی که پرتوش ازلی است
ترا که برق بلا خوشه چین خرمن نیست
خیال طره او در دل خراب گذشت
مرا به نیم تبسم خراب کرد و گذشت
ترخنده از عرق به می ناب زد رخت
هستی نماند و در سر پوچ آرزو بجاست
ز اهل سخن مپرس مقام سخن کجاست
ما را بهشت نقد، تماشای دلبرست
چون غنچه گر زبان تو با دل موافق است
موج خطر سفینه اهل توکل است
یعقوب بد نکرد که در هجر چشم باخت
امروز حسن خط به رخ او مسلم است
نرمی حصار عافیت جان روشن است
ناخن به سینه ریزی حسن هلال ازوست
تا عارضت ز آتش می برفروخته است

TotalRecords:678
rPP:40
TotalPageCount:17
CurrentPage:4
PageNumberLength:15