متفرقه


لیست اشعار
هر که پیش از مرگ مرد از یک جهان غم شد خلاص
لاله آتش زبان افروخت در گلشن چراغ
هر کس که چون صدف دهن خویش کرد پاک
زلفت ز کجا و ز کجا سلسله مشک
بازآ که بی تو رنگ نیاید به روی گل
گر چه زنگ خاطر تن پروران چون روزه ام
می تراود وحشت از بوم و بر کاشانه ام
دیده از صورت پرستی بسته بود آیینه ام
من که بودم رونق کوی خرابات، این زمان
جلوه ای مستانه زان گلگون قبا می خواستم
چند زور آرد جنون بر من، گریبان نیستم
تیغ کوه همتم، دامن ز صحرا می کشم
پرده بر حسن عمل از دامن تر می کشم
در لباس از سینه تفسیده آهی می کشم
چون نظر بر روی آن دشمن مروت می کنم
گریه را بی طاقتی آموختن حق من است
نیست ناخن در کف و مشکل گشایی می کنم
(تا به چند از گریه آزار دل جیحون دهم؟
در دل است آن کس که از نادیدنش دیوانه ایم
ما به زور اشک، موج از روی جیحون می بریم
چون به دریا روی با این دیده پر نم کنیم
ز کویت رفتم و الماس طاقت بر جگر بستم
به می گرد ملال از چهره دل پاک می کردم
من آن بخت از کجا دارم که با او همسفر گردم؟
به بوسی قانع از لبهای شکربار چون گردم؟
نمی کردم به نیرنگ خزان ترک وفاداری
فضای چرخ تنگی می کند بر مغز پرشورم
من آن رندم که راز دل ز لوح سینه می خوانم
بر سر خوان امل دست هوس می بندم
نتوان کرد به زندان بدن محصورم
جذبه ای کو که ازین نشأه به پرواز آیم؟
گر چه خاکیم پذیرای دل و جان شده ایم
اگر سیاه دلم داغ لاله زار توام
دلی گرفته تر از غنچه در بغل دارم
خدنگ او نظری دوخته است بر بالم
شکار جذبه توفیق شد گریبانم
ستم به خویش ز کوتاهی زبان کردیم
برون ز شیشه افلاک همچو رنگ زدیم
کمند زلف ترا چون به خویش رام کنیم؟
به هفت آب، دهن از شراب می شویم

TotalRecords:678
rPP:40
TotalPageCount:17
CurrentPage:13
PageNumberLength:15