قطعه ها


لیست اشعار
مرا شاه بالای خواجه نشانده است
نظام دولت بهرامیان رشید الدین
همه کارم ز دور آسمانی
من که خاقانیم به منت شاه
خاقانیا به جاه مشو غره غمروار
کبوتر حرم آمد ز کعبهٔ سعدا
ای در برگزیده که غواص کرده‌ای
ضمانش کرد به صد سال عمر و مهر نهاد
خواجه یک هفته اضطرابی داشت
بترس از بد خلق خاقانیا
خاقانی ار به باره کشد دست بدتر است
من که خاقانیم آزاد دلم
شروان به باغ خلد برین ماند از نعیم
من به ری عزم خراسان داشتم
گفتی از شاهان تو را دل فارغ است
ما غم کس نخورده‌ایم مگر
نظاره کنان به روی خوبت
چون شاه بازگشت ز ابخاز روز عید
ای در آبدار توانی ز پیچ و خم
قطب سپهر رفعت یعنی رکاب شاه
بشنو ای پیر پند خاقانی
سیزده جنس نهاده است نبی
چون ز یاران رفته یاد آرم
خوش سواری است عمر خاقانی
زندگانی چو مال میراث است
کو آنکه نقد او به ترازوی هفت چرخ
دروغ است آنکه گوید این که در سنگ
دوش آن زمان که چشمهٔ زراب آسمان
دوست دشمن گشت و دشمن دوست شد خاقانیا
گفتم ای دل بهر دربان جلال
خاقانیا ز دل سبکی سر گران مباش
خاقانیا چه مژده دهی کز سواد ملک
نه همت من به پایه راضی است
خواجه اسعد چو می خورد پیوست
گیرم که دل درست ما نیست
حوری از کوفه به کوری ز عجم
چار چیز است خوش آمد دل خاقانی را
دوستکانی داد شاهم جام دریا شکل و من
به خدائی که در ره عدلش
زین اشارت که کرد خاقانی

TotalRecords:360
rPP:40
TotalPageCount:9
CurrentPage:1
PageNumberLength:15