بخش هفتم


لیست اشعار
پسر گفتش که این کاری بلندست
پدر گفتش که چیزی بایدت خواست
ز عیسی آن یکی درخواست یک روز
مگر نمرود را چون هشتصد سال
یکی ترسا میان بسته بزنّار
یکی دیوانهٔ گریان و دل سوز
چنین نقلست کایّوب پیمبر
چنین گفتست آن شمع دلفروز
عزیزی از زلیخا کرد درخواست
بزرگی گفت ازل همچون کمانست
چنین گفتست بوبکر سفاله
در آن ویرانه شد محمود یک روز
درختی سبز را ببرید مردی
حسن یک روز رفت از بصره بیرون
بموسی گفت حق کای مرد اسرار
یکی دیوانه در بغداد بودی
یکی پرسید ازان مجنونِ غمگین
خوش آوازی ز خیل نیکخواهان
چنین گفتست شیخ مهنه یک روز
سحرگاهی مگر محمود عادل

TotalRecords:20
rPP:40
TotalPageCount:1
CurrentPage:1
PageNumberLength:15