رباعی ها


لیست اشعار
دلبر ز وفا و مهر یکسر بگذشت
با دل گفتم که آن بتم دوش نهفت
با گل گفتم شکوفه در خاک بخفت
چشمم ز غمت به هر عقیقی که بسفت
از گردش این هفت مخالف بر هفت
سلطان که جهان جواد ازو بیش نیافت
عیشی که نمودم از جوانی همه رفت
معشوق مرا عهد من از یاد برفت
سلطان که جهان به عدل آراست برفت
دلبر چو دلم به عشوه بربود برفت
آن بت که به انصاف نکو بود برفت
حامی جهان ز جور افلاک برفت
آن بت که دلم به زلف چون شست گرفت
از شعلهٔ لاله جهان نور گرفت
چون با غم عشق تو دلم ساز گرفت
ای دل بخر آن زلف که دستت نگرفت
با یار مرا زور و ستم درنگرفت
ای روزی خصم پیش خورد حشمت
تا روز به شب چو سوسنم بی‌رویت
عمری بادت کزو به رشک آید نوح
عمری جگرم خورد ز بدخویی چرخ
از چرخ که کامی به مرادم ننهاد
دادم به امید روزگاری بر باد
جوهر که ز ایزدش همی نامد یاد
با هرکه زبان چرخ رازی بگشاد
با قدر تو آب آسمان ریخته باد
در چشمهٔ تیغ بی‌کفت آب مباد
هرگز دلم از وفای تو فرد مباد
ای شاه زمین دور زمان بی‌تو مباد
حسن تو مرا ز نیکوان شاهی داد
مریخ سلاح چاوشان تو برد
چون نیست یقین که شب چه خواهد آورد
آن نور که ملک یافت از روی تو فرد
عاقل چو به حاصل جهان درنگرد
هر تیره شبی که ره به روزی نبرد
بوطالب نعمه آن جهانی همه مرد
این عمر که سرمایهٔ ملکیست نه خرد
صد پرده شبی فلک ز من بردارد
خود عهد کسی کسی چنین بگذارد
گر یک شبه وصل بتم آواز آرد

TotalRecords:444
rPP:40
TotalPageCount:12
CurrentPage:3
PageNumberLength:15