رباعی ها


لیست اشعار
عشقی که همه عمر بماند این است
از تو طمعم یکی صراحی باده است
ای شاه جهان ملک جهان حسب تراست
در سایهٔ آن زلف مشوش که تراست
دوشینه شب ارچه جانم از رنج بکاست
کون خر ملک ریش گاو افتادست
تا حادثه قصد آل عمران کردست
زلف تو از آن دم که دلم بربودست
شاها به خدایی که ترا بگزیدست
آن چهره که هرکه وصف او بشنیدست
فرمان تو بر جهان قضای دگرست
چون حسن تو رنج من به عالم سمرست
در هر طرفی اگرچه یاری دگرست
دیدار تو در جهان جهانی دگرست
با رای تو صبح ملک بی‌گه خیزست
دل در هوس شراب گلرنگ خوشست
آن چیست که مقصود جهانی آنست
با دل گفتم چو یار بی فرمانست
با آنکه دلم در غم هجرت خونست
پایی که ز بند عالمی بیرونست
گر شرح نمی‌دهم که حالم چونست
تا دست امید ما شکستیم ز دوست
هردم ز تو گر تازه غمی باید هست
تا خرمن آز را دلت پیمانه‌ست
هجران تو دوش چون به من درنگریست
ای شاه نجیب کفشگر دانی کیست
می‌آمد و از دیدهٔ ما می‌نگریست
از وصل تو بر کناره می‌باید زیست
ای دل یارت که سر به سر کبر و منیست
بوطالب نعمه طالب نعمت نیست
پایی که نه در هوای تو در گل نیست
پای تو اگرچه در وفا محکم نیست
تا چند طلب کنم وفای تو که نیست
گر درخور قدر همتم سیمی نیست
محنت‌زده‌ای که کلبه‌ای داشت به دشت
گر بنده دو روز خدمتت را بگذاشت
اندوه تو چون دلم به شادی نگذاشت
چون آتش سودای تو جز دود نداشت
اندوه تو چون دلم به شادی انگاشت
عمری که تر و خشک من آن بود گذشت

TotalRecords:444
rPP:40
TotalPageCount:12
CurrentPage:2
PageNumberLength:15