رباعی ها


لیست اشعار
ای دست تو در جفا چو زلف تو دراز
آن شد که من از عشق تو شبهای دراز
زان شب که به روز برده‌ام با تو به ناز
دل شادی روز وصلت ای شمع طراز
گر در طلب صحبتم ای شمع طراز
ای دل بخریدی دم آن شمع طراز
گرمابه به کام انوری بود امروز
آن دل که تو دیده‌ای فکارست هنوز
نایی بر من به خانه‌ای شورانگیز
بازار قبول گل چو شد خوش خوش تیز
ای ماه ز سودای تو در آتش تیز
پیروزشه ای خورده سپهر از تو هراس
ماییم درین گنبد دیرینه اساس
در منزل دل غم تو می‌آید و بس
روزی که کنم هجر ترا بر دل خوش
ماییم و دو شیشکک می روشن و خوش
چون بندگی شهت نمی‌آید خوش
ای دل تو برو به نزد جانان می‌باش
ای ماه رکاب خسرو گردون رخش
گفتم که گهی چند نپرسم خبرش
هر تیر جفا که داری اندر ترکش
دوش از کف وصل آن بت عشوه فروش
از خاک درت ساخته‌ام مفرش خویش
یک چند نهان از دل بی‌حاصل خویش
با خاک برابرم ز بی‌سنگی خویش
داری ز جهان زیاده از حصهٔ خویش
گل روز دو عرض می‌دهد مایهٔ خویش
تا دست طمع بشستم از عالم خاک
ای جاه تو چون سماک و عالم چو سمک
زین رنگ برآوردن بر فور فلک
در منزل آبگینه هنگام درنگ
ای مسند تو قاعدهٔ دولت گل
ای گوهر تو خلاصهٔ عالم گل
آخر شب دوش بی‌تو ای شمع چگل
آمیختم از بهر تو صد رنگ و حیل
ای چشم زمانه کرده روشن به جمال
زین عمر به تعجیل دوان سوی زوال
در هجر همی بسوزم از شرم خیال
منزل دوردست و روز بی‌گاه ای دل
ای دل طمع از وصال جانان بگسل

TotalRecords:444
rPP:40
TotalPageCount:12
CurrentPage:7
PageNumberLength:15